غزالان

لغت نامه دهخدا

غزالان. [ غ َ ]( اِ ) کنایه از غزلخوانان و مطربان است که مراد خواننده و سازنده باشد. ( برهان قاطع ). غزالان به تخفیف جمع فارسی غزال ( آهو ) است و به معنی غزلخوانان ظاهراً به تشدید است اما غزال مشدد در عربی به معنی بافنده و ریسمان فروش میباشد. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).

جمله سازی با غزالان

💡 نمی گیردکمند الفتم وحشی غزالان را که مجنونم ولی دامان صحرای دگر دارم

💡 عاقبت کار نظربازان به سامان می شود گرد مجنون سرمه چشم غزالان می شود

💡 مجنون من به گوش فلک حلقه می کشید روزی که بود ناف غزالان پیاله ام

💡 نقش پایت می دهد چشم غزالان را فریب دیده آهوست گویا حلقه های دام تو

💡 با شوخی آن چشم، رم چشم غزالان در دیده صاحب نظران پرده خوابی است

💡 چشم بر شست تو دارند غزالان حرم خالی از تیر به بازیچه مکن ترکش را

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز