عداب

متضادها

پاداش، نعمت، لذت

لغت نامه دهخدا

عداب. [ ع َ ] ( ع اِ ) ریگ تنگ گسترده برابر یا طرف تنک از ریگ که بزمین درشت و هموار رسیده باشد. واحد و جمعدر وی یکسان است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). ما استرق من الرمل. ( اقرب الموارد ). و قیل جانبه الذی یرق و یلی الجدد من الارض. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

ریگ تنگ گسترده برابر یا طرف تنگ از ریگ که بزمین درشت و هموار رسیده باشد واحد و جمع در وی یکسان است

جمله سازی با عداب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز دست هر دو دل محتشم شکاف شکاف گهی به تیغ عداب و گهی به خنجر کین

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران