لغت نامه دهخدا
عثاری. [ ع ُ را ] ( اِخ ) وادیی است. ( معجم البلدان ). رودباری است. ( منتهی الارب ).
عثاری. [ ع ُ ] ( اِخ ) ج، عثران. ( اقرب الموارد ).
عثاری. [ ع ُ را ] ( اِخ ) وادیی است. ( معجم البلدان ). رودباری است. ( منتهی الارب ).
عثاری. [ ع ُ ] ( اِخ ) ج، عثران. ( اقرب الموارد ).
جمع عثران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمس تبریزی بگیرد دست تو گر ز چشم بد عثاری دیدهای