لغت نامه دهخدا
عالم خاک. [ ل َ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )کنایه از دنیا باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). || جسد آدمی. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
عالم خاک. [ ل َ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )کنایه از دنیا باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). || جسد آدمی. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
کنایه از دنیا باشد یا جسد آدمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک دو سه روزی قفسی ساختهاند از بدنم
💡 گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست
💡 بس تجربه کردیم درین عالم خاک نیکان، نیکی کنند تا وقت هلاک
💡 کو را به تصرف اندرین عالم خاک بر دامن همت ننشیند گردی
💡 توئی شیخ کبیر عالم خاک که خدمتکار تست این چرخ و افلاک
💡 خاک بوسد پای یار و خلق عالم خاک را بندگی کن خواهی ار کارت بمولائی کشد