عاقبت بخیر
مترادفها
به خیر گذشتن
متضادها
عاقبتناخوش
لغت نامه دهخدا
عاقبت بخیر. [ ق ِ ب َ ب ِ خ َ / خ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه پایان کار یا زندگی او بخوبی انجامد. آنکه عاقبت حال یا کار او به خیر ختم شود. در تداول است: او عاقبت بخیر مرد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که کار یا زندگیش به خوبی پایان یابد.
جمله سازی با عاقبت بخیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بانی این بنا بودش عاقبت بخیر آمین سرای دعوت او باد جبرئیل
💡 ز کعبه عاقبت الامر سوی دیر شدم هزار شکر که من عاقبت بخیر شدم
💡 آدم ز فیض قرب جوا تو یا علی شد عاقبت بخیر چو نوح از نوای تو
💡 از خار پا مدزد که این عاقبت بخیر چون دور میزند گل بیخار میشود
💡 الحمد که کار را رساندی تو بجای صد شکر که عاقبت بخیر افتادی