لغت نامه دهخدا
طالعی. [ ل ِ ی ی ] ( اِخ ) از شعراء ترکیه عصر سلطان سلیم، و با نجاتی و صنعی که آنان نیزاز شعراء معاصر وی بوده اند، مشاعره و بذله گوئی داشته، وی را دیوانی است به ترکی. ( قاموس الاعلام ترکی ).
طالعی. [ ل ِ ی ی ] ( اِخ ) از شعراء ترکیه عصر سلطان سلیم، و با نجاتی و صنعی که آنان نیزاز شعراء معاصر وی بوده اند، مشاعره و بذله گوئی داشته، وی را دیوانی است به ترکی. ( قاموس الاعلام ترکی ).
از شعرائ ترکیه عصر سلطان سلیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه طالعی که امانم دهد ز خشم خدا نه نعمتی که بدو خلق را کنم خشنود
💡 نهاده روی ز حضرت بدین دیار به غزو به طالعی که قضا روبود به فتح بشیر
💡 با چنین طالعی که بردم نام چون به اقبال زاده شد بهرام
💡 آب تیغ او عجب دارم نصیب من شود طالعی دارم که از دریا خبر میآورد
💡 رو که خورشید عشق را همه روز طالعی به ز اتصال تو نیست
💡 مرا طالعی طرفه هست از سخن که چون نو کنم داستانِ کهن