لغت نامه دهخدا
( ضمنة ) ضمنة. [ ض ُ ن َ ] ( ع اِمص ) بیماری. برجاماندگی از مرض. گویند: به ضمنة؛ ای زمانة، و کانت ضمنة فلان اربعة اشهر. ( منتهی الارب ).
( ضمنة ) ضمنة. [ ض ُ ن َ ] ( ع اِمص ) بیماری. برجاماندگی از مرض. گویند: به ضمنة؛ ای زمانة، و کانت ضمنة فلان اربعة اشهر. ( منتهی الارب ).
بیماری. بر جاماندگی از مرض گویند.