صیقل گر

لغت نامه دهخدا

صیقل گر. [ ص َ / ص ِ ق َ گ َ ] ( ص مرکب ) صیقل کار. صیقل. جلادهنده. زداینده آهن و آینه و جز آن.

فرهنگ عمید

۱. = صیقلی
۲. [مجاز] روشن کننده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که صیقل کند آن که شمشیر و آیینه و جز آن ها را بزداید.

جمله سازی با صیقل گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن دیدهٔ روشنان ابداع صیقل گر زنگ لوح انواع

💡 تا زداید زنگ غم ز آیینه دلها چمن موجها هر سوی صیقل، آبها صیقل گر است

💡 اگر صیقل گر لطفت نباشد چه خواهم کرد با این رو سیاهی

💡 جهان جمله فرش خیال است امّا ز صیقل گر آیینه غافل نماند

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز