صناعات

مترادف‌ها

صنایع

لغت نامه دهخدا

صناعات. [ ص ِ ] ( ع اِ ) ج ِ صِناعَت. رجوع بدان لغت شود.

فرهنگ عمید

= صناعت
* صناعات خمس (پنج گانه ): (منطق ) مجموع صنعت های برهان، جدل، خطابه، مغالطه، و شعر.

فرهنگ فارسی

جمع صناعت، صناعات خمس: صناعات پنجگانه، صناعات خمس منطق:برهان، جدل، خطابه، مغالطه، شعر
( اسم ) جمع صناعت صنعتها. یا صناعات خمس ( پنجگانه ) اقسام پنجگانه ای که به اعتبار ماده صغری و کبری در قیاس آیند و عبارتند از: برهان جدال خطابه شعر مغالطه.

جمله سازی با صناعات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آرایه‌های ادبی یا صناعات ادبی یا صنایع بدیع در ادبیات فارسی، به‌کار بردن فنونی است که رعایت آن‌ها بر جلوه‌ها و جنبه‌های زیبایی و هنری سخن می‌افزاید. صنایع ادبی، دو دسته است: تناسب‌هایی آوایی و تناسب‌های معنایی.

💡 و پنجم جماعتی که اقوات و ارزاق این اصناف ترتیب می سازند، چه از وجوه معاملات و صناعات و چه از وجوه جبایات خراج و غیر آن، و ایشان را مالیان خوانند.

💡 آرایه‌های ادبی یا به تعبیر قدما صناعات ادبی یکی از موضوعات مهم در زبان و ادبیات فارسی‌ست که همواره از نگاه اساتید و مخاطبان شعر و ادب فارسی درخور توجه بوده‌است.

💡 ۲. فنون بلاغت و صناعات ادبی، علامه جلال الدین همایی، نشر هما، ویرایش اوّل، چاپ سی‌ویکم، شابک: ۹۷۸۹۶۴۶۱۷۱۰۶۰

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران