صرف جیب

لغت نامه دهخدا

صرف جیب. [ ص َ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در اصطلاح عهد قاجاریه وجهی که برای بخشش شاه با دست خود منظور کنند.

فرهنگ فارسی

در اصطلاح عهد قاجاریه وجهی که برای بخشش شاه با دست خود منظور کنند

جمله سازی با صرف جیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نصیب ما به جهان دوغ و ترب هم نشود که صرف جیب خداوند دست بقال است

💡 رازی که بود در دل خون گشته همره اشک آمد برون و صرف جیب و کنار هم شد

💡 از آنجایی که شرکت هزینه‌های سفر را پوشش نمی‌دهد، کارمند مجبور است تمام مخارج مربوط به این ماموریت را از صرف جیب خود بپردازد.

💡 اگر بخواهیم تمام لوازم مورد نیاز برای این سفر تفریحی را از صرف جیب خودمان تهیه کنیم، بودجه ماهانه ما به شدت آسیب می‌بیند.

💡 در برخی از مشاغل، کارگران باید هزینه‌های تهیه ابزار کار را نیز از صرف جیب خود بر دوش بکشند که بسیار ناعادلانه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران