صراف خزان

لغت نامه دهخدا

صراف خزان. [ ص َرْ را ف ِ خ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از خورشید است. || بادخزان. || فصل خزان. ( برهان ):
گرنه صراف خزان کیسه فشان شد در باغ
چو چمن ها ز زهابش همه یکسر ذهب است.انوری ( از انجمن آرای ناصری ).مؤلف آنندراج این بیت را به ملا منیرنسبت داده است.

فرهنگ فارسی

کنایت از خورشید است

جمله سازی با صراف خزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرنه صراف خزان کیسه‌فشان رفت ز باغ چون چمن‌ها ز ذهابش همه یکسر ذهب است

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز