لغت نامه دهخدا
صدپره. [ ص َ پ َرْ رَ /رِ ] ( ص نسبی مرکب ) با صد پر. دارای صد پر. || ( ق مرکب ) به شتاب. باشتاب. باسرعت:
جنس سوی جنس صدپره پرد
بر خیالش بندها را بردرد.مولوی.
صدپره. [ ص َ پ َرْ رَ /رِ ] ( ص نسبی مرکب ) با صد پر. دارای صد پر. || ( ق مرکب ) به شتاب. باشتاب. باسرعت:
جنس سوی جنس صدپره پرد
بر خیالش بندها را بردرد.مولوی.
۱ - ( صفت ) دارای صد پر دارای پرهای زیاد. ۲ - دارای صد پره: دارای پره های بسیار. ۳ - بشتاب بسرعت.
💡 جنس سوی جنس صد پره پرد بر خیالش بندها را بر درد