لغت نامه دهخدا
صبح رایت. [ ص ُ ی َ ] ( ص مرکب ) درخشان درفش. رخشان بیرق:
ای شاه عرش هیبت خورشید صبح رایت
چترت همای نصرت وآفاق زیر بالش.خاقانی.
صبح رایت. [ ص ُ ی َ ] ( ص مرکب ) درخشان درفش. رخشان بیرق:
ای شاه عرش هیبت خورشید صبح رایت
چترت همای نصرت وآفاق زیر بالش.خاقانی.
( اسم ) درخشان ( درفش ) بیرق درخشنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو صبح رایت خورشید آشکار کند ز مهر قبلهٔ افلاک زرنگار کند
💡 چون نمایی به صبح رایت نور خیل ضحاک شب شود مقهور
💡 ای شاه عرش هیبت، خورشید صبح رایت چترت همای نصرت و آفاق زیر بالش
💡 آفتاب فتح را در آستین دارد چو صبح رایت بیضای او هر جا که گردد آشکار
💡 فایض است از رایت و از پرچمت صبح و سحر آنکه او را صبح رایت وز سحر پرچم تویی