لغت نامه دهخدا
صأم. [ ص َ ءَ ] ( ع مص ) بسیار آب خوردن. ( اقرب الموارد ).
صأم. [ ص َءْم ْ ] ( ع مص ) راه نمودن لشکر را بر مردم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
صأم. [ ص َ ءَ ] ( ع مص ) بسیار آب خوردن. ( اقرب الموارد ).
صأم. [ ص َءْم ْ ] ( ع مص ) راه نمودن لشکر را بر مردم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
راه نمودن لشکر بر مردم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قیل من القرار ای یقر البصر به فلا ینظر الی غیره. وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً، ای ائمّة یقتدون فی الخیر بنا. و وحّد اماما لانّه مصدر، کالصیام و القیام، یقال: امّ اماما کما یقال صام صیاما و قام قیاما. و قیل هو جمع امّ کراع و رعاء و تاجر و تجار.
💡 قوله تعالی: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ الآیة... معنی صیام در شریعت باز ایستادنست از طعام و شراب و شهوت راندن با نیت، و در لغت عرب از هر چیز باز ایستادن است، چنانک کسی از گفتن باز ایستد گویند صام عن الکلام و ذلک فی قوله تعالی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً و کسی که از نیکی و برّ باز ایستد گویند صام عن المعروف و چهار پای که از علف و حرکت باز ایستد گویند صامت الدّابة.