لغت نامه دهخدا
صاحب معانی. [ ح ِ م َ] ( ص مرکب ) دانای امور. عارف به حقیقت:
چه نیکو فال زد صاحب معانی
که خود را فال نیکو زن چو دانی.نظامی.
صاحب معانی. [ ح ِ م َ] ( ص مرکب ) دانای امور. عارف به حقیقت:
چه نیکو فال زد صاحب معانی
که خود را فال نیکو زن چو دانی.نظامی.
دانای امور
💡 وجودش که صاحب معانی شدهست زمینیست یا آسمانی شدهست