لغت نامه دهخدا
شنواننده. [ ش َ / ش ِ ن َ وا ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) که بشنواند: رجل سمع یا سمیع یا مسمع یا رجل سمع؛ مرد شنواننده. ( منتهی الارب ). رجوع به شنواندن شود.
شنواننده. [ ش َ / ش ِ ن َ وا ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) که بشنواند: رجل سمع یا سمیع یا مسمع یا رجل سمع؛ مرد شنواننده. ( منتهی الارب ). رجوع به شنواندن شود.
ویژگی آن که مطلبی را به گوش دیگری برساند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ ما یَسْتَوِی الْأَحْیاءُ وَ لَا الْأَمْواتُ و یکسان نبود زندگان و مردگان، إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشاءُ اللَّه میشنواند او را که خواهد، وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ (۲۲) و تو شنواننده نیستی مردگان را در گورها.