شلاله
مترادفها
آبشار
لغت نامه دهخدا
( شلالة ) شلالة. [ ش َل ْ لا ل َ ] ( ع اِ ) شلاله. آبشار.
- شلاله های رود نیل؛آبشارهای آن. ج، شلالات. ( یادداشت مؤلف ). آبشار. ( فرهنگ فارسی معین ). شلاله که معمولاً به تخفیف لام تلفظ میشود در اصل به تشدید آن است. ( نشریه دانشکده ادبیات تبریز سال اول، شماره 6 و 7 ). رجوع به شلالات شود.
فرهنگ معین
(شَ لَّ ) [ ع. شلالة ] (اِ. ) آبشار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آبشار.
فرهنگ اسم ها
اسم: شلاله (دختر) (ترکی، عربی) (طبیعت) (تلفظ: šalāle) (فارسی: شَلاله) (انگلیسی: shalale)
معنی: آبشار، فواره، شلال، فوّاره
ویکی واژه
شلالة
آبشار.
جمله سازی با شلاله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برداشت از وبلاگ اورنج شلاله سی. به قلم محمد موسازاده اورنج