لغت نامه دهخدا
شرافتمندانه. [ ش َ / ش ِ ف َ دا ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) از روی شرافت و بزرگواری. مقرون به شرافت.
شرافتمندانه. [ ش َ / ش ِ ف َ دا ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) از روی شرافت و بزرگواری. مقرون به شرافت.
مانند مردم شریف و بلندقدر، توٲم با شرافت.
توام با شرافت مقرون به شرافت: لازم است یک سیاست شرافتمندانه در مناسبات با ممالک خارجه داشته باشد. شرافتمندانه رفتار نمی کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پولس در این آیات به طور خاص بر جنسیت تمرکز میکند. مقدّس بودن، پرهیز از فحشا (پورنیا) و نگه داشتن بدن خود (اسکئوس، ظرف) به گونه ای مقدس و محترم است. پرهیز از فحشا جنبه منفی تقدیس است. خودکنترلی مقدس و شرافتمندانه جنبه مثبت آن است. برای واژه «پورنیا» به عنوان یک اشاره گسترده و نامعین به بداخلاقی جنسی که در کلام پولس به کار رفتهاست تفاسیر متفاوتی وجود دارد.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به آوای برنادت (۱۹۴۳) و قرارداد شرافتمندانه (۱۹۴۷) اشاره کرد.
💡 وی مدیر روزنامه شورش بود که از سال ۱۳۲۹ منتشر میگردید و در جریان ملی شدن صنعت نفت انتقادات تندی علیه شاه و خانوادهاش ابراز کرد. در گوشه سمت راست روزنامه وی کلامی از حسن بن علی امام دوم شیعیان نوشته میشد: «پیکار کنید، بگذارید جای لکه ذلت، دامن کفن شما آغشته به خون پاک شما باشد. پیکار کنید که مرگ شرافتمندانه هزار بار از زندگی ننگین ستودهتر است.»