سنجیدنی

لغت نامه دهخدا

سنجیدنی. [ س َ دَ ] ( ص لیاقت ) درخور سنجیدن. از در سنجیدن. || موزون. وزن. کشیدنی.

فرهنگستان زبان و ادب

{measurand, analyte} [مهندسی محیط زیست و انرژی] عنصر یا ماده ای که سنجش پذیر است و سنجیده می شود

جمله سازی با سنجیدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حزین افسانه کوته کن گران خوابان غفلت را سخن چون پرده را نازک کند، سنجیدنی دارد

💡 حاصل این مزرع علم و عمل سنجیدنی است سنبله چون پخته شد چرخش به میزان می‌برد

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز