فرهنگستان زبان و ادب
{cruising speed} [حمل ونقل دریایی] مناسب ترین سرعت میانگین در مسیرهای طولانی با توجه به ایمنی و راحتی مسافر
{running speed} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] سرعت میانگینی که از تقسیم مسافت طی شده بر مدت زمان حرکت به دست می آید
{cruising speed} [حمل ونقل دریایی] مناسب ترین سرعت میانگین در مسیرهای طولانی با توجه به ایمنی و راحتی مسافر
{running speed} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] سرعت میانگینی که از تقسیم مسافت طی شده بر مدت زمان حرکت به دست می آید
💡 به مهر و ماه کند امر، اگر، به سرعت سیر به نیم لحظه نمایند طیّ تمام زمان
💡 کعبه توئی مراد را راه توئی معاد را اینکه دهی جماد را سرعت سیر گام دل
💡 آخر از رابطهٔ قهر کجا داند شد سرعت سیر نفاذت نه به پای هرب است
💡 آنکه در عرصهٔ امکان بود از سرعت سیر رفتن و آمدنش زودتر از نور بصر
💡 درپی حمله نظامی ایالات متحده آمریکا و کشورهای متحد آن، دولت بعث عراق به رهبری صدام حسین تکریتی سرنگون و به سرعت سیر جدیدی از خشونتها و درگیریهای قومی و مذهبی در عراق ریشه گرفت.
💡 قطره خطی شود ز سرعت سیر چون شود از محیط خود منزل