سترنده
مترادفها
پوشاننده، پنهانکننده
متضادها
آشکارکننده
فرهنگ عمید
۱. تراشنده.
۲. زداینده، پاک کننده.
۳. محو کننده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - تراشیده ( موی و غیره ). ۲ - پاک کننده زداینده. ۳ - محو کننده زایل کننده.
جمله سازی با سترنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و معنی عفو درگذارنده گناهان است و سترنده عیب عذر خواهان، و ناپیدا کننده جرم اوّاهان. اجابت این دعا آنست که رب العزة گفت «وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ».
💡 آن عفو سترنده است گناهان این عفو کننده را، و قیل کفّارة لجنایة هذا الجانی فلا یقتصّ منه، عفو این مدّعی کفّارتست جنایت این کشنده را یا زنده را، یعنی درین گیتی.
💡 مذهب و باورهای اعتقادی معمولاً نقش سترنده و پوشاننده برخی از ضعفها و خطاهای انسانی را در جامعه برای حفظ نظم و آرامش ایفا میکنند.
💡 او سعی داشت با استفاده از کلمات ملایم، نقش سترنده خود را در مخفی کردن حقیقت تلخ برای فرزندانش در آن شرایط سخت ایفا کند.
💡 پوشش مناسب در بسیاری از فرهنگها، علاوه بر زیبایی، یک لایه سترنده برای حفظ حیا و رعایت اصول اخلاقی در محیطهای عمومی محسوب میشود.