زجنه
لغت نامه دهخدا
( زجنة ) زجنة. [ زَ / زُ ن َ ] ( ع اِ ) سخن نرم و خفی و در نفی استعمال کنندآنرا، گویند: «ماسمعت له زجنة»؛ یعنی نشنیدم سخن و کلمه ای از او. ( از منتهی الارب ). سخن آهسته و خفی و نرم. و بیشتر در نفی استعمال کنند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || کلمه، لغتی است در زجم. ( از متن اللغة ). کلمه. ما سمعت له زجنه؛ یعنی نشنیدم از او کلمه و سخنی. ( از ترجمه قاموس ) ( از ناظم الاطباء ).
جمله سازی با زجنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو آدم که برگ بودش رخت چون برون شد زجنه الماوا