روییده

لغت نامه دهخدا

روییده. [ دَ / دِ ] ( ن مف / نف )رُسته. نموکرده. سبزشده و برآمده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

رسته، گیاهی که از زمین سر درآورده و سبز شده.

فرهنگ فارسی

رسته و نمو کرده و سبز شده و بر آمده

جمله سازی با روییده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در استان سیستان و بلوچستان در حاشیه رودخانه و کنار زمین‌های کشاورزی ایرندگان به صورت طبیعی روییده و به وفور دیده می‌شود و برای مردم ایرندگان مورد احترام می‌باشد. این درختان در استان علاوه بر ایرندگان در تنگه سرحه نیکشهر نیز وجود دارند.

💡 دل را پرستم ار بود زیبا پرستش جز ترا کان غنچه از شاخ وفا روییده پیکان در بغل

💡 اشکوفه‌ها و میوه‌ها دارند غنج و شیوه‌ها ما در گلستان رخت روییده چون نیلوفری

💡 علاوه بر این ما در زمستان و بهار در تپه ماهورهای این روستا شاهد رویش گل‌های زیبایی هستیم که امروزه به دلیل کم‌آبی و بی بارانی کمتر روییده و دیده می‌شوند.

💡 در این تپه ماهورها همچنین گیاهانی با نام‌های محلی نظیر: ترشوک، خِلیلوک و ریش بزک و غیره.. روییده می‌شوند که به غیر از جنبه‌های دارویی جزو سبزیجات مفید و پر طرفدار این منطقه در فصول ذکر شده به‌شمار می‌روند.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز