لغت نامه دهخدا
زبان پارسی نو. [ زَ ن ِ ی ِ ن َ / نُو ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فارسی بعداز اسلام است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به مقدمه برهان قاطع چ معین و «ایران » و «فارس » شود.
زبان پارسی نو. [ زَ ن ِ ی ِ ن َ / نُو ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فارسی بعداز اسلام است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به مقدمه برهان قاطع چ معین و «ایران » و «فارس » شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای نمونه، پیش از اشغال آسیای مرکزی و قفقاز توسط روسیه، زبان فارسی در این مناطق زبان اصلی ادبی بود. آسیای مرکزی همانجایی است که زبان پارسی نو در آن شکل گرفت. حتی فراتر از اینها به اعتراف دولت انگلستان، پیش از اشغال عراق توسط انگلستان در سالهای ۱۹۱۸–۱۹۳۲ میلادی و اعمال ممنوعیتها، در کردستان عراق زبان فارسی بکار میرفت.[۴]