زبا

لغت نامه دهخدا

زبا. [ زُ ] ( ع اِ ) پشته های بلند که سیل بدان نرسد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ):
چه روی راه تردد قضی الامر فقم
چه کنی نقش تخیل بلغ السیل زباه.انوری.رجوع به زبی شود.
زبا. [ زَب ْ با ] ( اِخ ) لغتی است در زباء. لقب ملکه روم. ( تاج العروس ). رجوع به زباء شود.

فرهنگ فارسی

پشته های بلند که سیل به آن نرسد

جمله سازی با زبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قصیر با هنر آورد عمرو را در حضر بکاخ زبا تا چیره شد ببدو و حضر

💡 و گفت: استغفار به زبا ن، کار دروغ زنان است.

💡 از سخا وصف زبیده خوانده‌ام وز کفایت رای زبا دیده‌ام

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز