زایندگی

مترادف‌ها

باروری، حاصلخیزی

متضادها

عقیم، ناباروری، بی‌ثمر

لغت نامه دهخدا

زایندگی. [ ی َ دَ / دِ ] ( حامص ) زایا بودن. ولود بودن. مقابل عقیم بودن. || تولید کردن. انتاج. افزودن. رجوع به زاینده شود.

فرهنگ فارسی

زایا بودن مقابل عقیم بودن تولید کردن

جمله سازی با زایندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاخص تولید ناخالص داخلی نشان دهنده قدرت تولید و قدرت زایندگی یک اقتصاد است از جمع ارزش کالاها و خدمات نهایی تولید شده در داخل یک اقتصاد در یک بازه زمانی مشخص (یک سال) به دست می‌آید. هر چه تولید ناخالص داخلی بیشتر باشد به نوعی می‌توان گفت که آن اقتصاد بزرگتر و قوی تر است.

💡 متخصصان محیط زیست بر این باورند که حفظ زایندگی رودخانه‌های اصلی، برای بقای اکوسیستم و تداوم حیات موجودات در این منطقه حیاتی است.

💡 با تغییرات اقلیمی و خشکسالی‌های پیاپی، میزان زایندگی زمین‌های کشاورزی به شدت کاهش یافته و باعث نگرانی شدید کشاورزان منطقه شده است.

💡 گیاهان در مناطق پر از رطوبت، به دلیل زایندگی بالای خاک و آب، با سرعت و شکوفایی بسیار بیشتری نسبت به سایرین رشد می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران