زاوی

لغت نامه دهخدا

زاوی. ( اِ ) ریز هر چیز. || گوشه هر چیز. ( آنندراج ).
زاوی. [ وی ی ] ( ص نسبی ) در نسبت به زاویه زواوی وگاه نیز زاوی گویند. ( تاج العروس ). || نسبت به زاوه خواف. رجوع به زاوه شود. || ذوالزوایا. ( قاموس نجاری بیک ). شریان زاوی. سن زاوی.
زاوی. ( اِخ ) ابن زیری بنیان گذار سلسله زیریان غرناطه است که از 461 تا 499 حکومت کرده اند.
زاوی. ( اِخ ) قطب الدین حیدر زاوهی است. رجوع به تاریخ تصوف ج 2 ص 496 شود.

فرهنگ فارسی

ریز هر چیز گوشه هر چیز

جمله سازی با زاوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارم اینک چار فرزند دلیر هر یکی در جنگ زاوی شیر گیر

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز