زار نالی

لغت نامه دهخدا

زارنالی. ( حامص مرکب ) عاجزنالی. ( آنندراج ). ضعیف نالی. ( غیاث اللغات ). شکست خورده و مغلوب شده نالان. ( ناظم الاطباء ):
ز قهر داورم اندیشه میشود مانع
که زارنالی خود را بداوری ببرم.ظهوری ( از آنندراج ).بعد از این در کوی جانان زارنالی میکنم
از دل سخت نکویان رحم را دزدیده ام.وحید ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عاجز نالی ضعیف نالی شکست خورده و مغلوب شده نالان

جمله سازی با زار نالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر جرس این طعنه می آید که در راه طلب زار نالی اینقدر از چیست با روئین تنی