روشن سازی
مترادفها
نورانی کردن، روشنگری، توضیح دادن
متضادها
ابهام، تاریک کردن، پیچیده کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{clarification} [مدیریت-مدیریت پروژه] هرگونه ارتباط و تعامل فروشنده و خریدار کالا یا خدمات برای ابهام زدایی و توضیح جزئیات کار
جمله سازی با روشن سازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مطلب سوختگان آینه روشن سازی است گر درین خاک سیه جای چو اخگر گیرند
💡 تلاش شما برای روشن سازی ابهامات موجود در این پروژه بسیار ارزشمند بود و کمک کرد تا تمامی اعضای تیم تصمیمات درستی در آینده بگیرند.
💡 معلم با صبر و حوصله سعی داشت موضوع پیچیده ریاضی را از طریق مثالهای ملموس برای دانشآموزان روشن سازی کند تا درک بهتری پیدا کنند.
💡 هدف اصلی این کنفرانس علمی، روشن سازی نکات کلیدی در مورد تغییرات اقلیمی و تأثیرات مخرب آن بر اکوسیستمهای حساس کره زمین است.