لغت نامه دهخدا
روبسته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) روگرفته. حجاب بر چهره داشته. نقاب بر صورت افکنده:
خوبرویان گشاده رو باشند
تو که روبسته ای مگر زشتی ؟!سعدی.و رجوع به رو بستن شود.
روبسته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) روگرفته. حجاب بر چهره داشته. نقاب بر صورت افکنده:
خوبرویان گشاده رو باشند
تو که روبسته ای مگر زشتی ؟!سعدی.و رجوع به رو بستن شود.
آن که یا آنچه دارای پوشش باشد، روپوشیده: خوب رویان گشاده رو باشند / تو که روبسته ای مگر زشتی (سعدی: لغت نامه: روبسته ).
رو گرفته ججاب بر چهره داشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست کس را تاب کاندازد نظر بر آفتاب برقع از گیسوی خود بیهوده بر روبسته ای