روبارو
مترادفها
رو در رو، مقابل
متضادها
پشت، پشت سر
لغت نامه دهخدا
روبارو. ( ص مرکب، ق مرکب ) روبرو. مواجه. مقابل. ( از آنندراج ). روباروی:
همه چون سبزه روبارو نشسته
چو داغ لاله هم زانو نشسته.زلالی ( از آنندراج ).رجوع به روباروی و روبرو شود.
فرهنگ عمید
۱. برابر هم، روبه رو، روی درروی، رویاروی.
۲. از مقابل.
فرهنگ فارسی
روبرو، روی درروی، برابرهم، رویاروی هم گفته اند
جمله سازی با روبارو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو دورخ هر دو روبارو نهادند ز بوسه قفل با یکسو نهادند
💡 وقتی که ناگهان با او در میانه خیابان شلوغ و پر رفت و آمد شهر روبارو شدم، از شدت تعجب و هیجان برای مدتی زبانم بند آمد.
💡 در نشست بینالمللی که امروز برگزار شد، نمایندگان کشورهای مختلف روبارو به بحث و تبادل نظر درباره مسائل مربوط به تغییرات اقلیمی و محیط زیست پرداختند.
💡 او همیشه سعی میکند با اعتماد به نفس کامل و نگاهی مستقیم، با مشکلات بزرگ زندگی روبارو شود و هرگز از چالشهای پیش رو نترسد.