لغت نامه دهخدا
رسه. [ ] ( اِخ ) یکی از منازل اسرائیلیان است و دور نیست که همان رأسه رومانی باشد که به مسافت دو میل دور از ایله در نزدیکی تلی که به رأس القاعَه َ معروف است در شمال غربی عیصون جابر واقع میباشد. ( از قاموس کتاب مقدس ).
رسه. [ ] ( اِخ ) یکی از منازل اسرائیلیان است و دور نیست که همان رأسه رومانی باشد که به مسافت دو میل دور از ایله در نزدیکی تلی که به رأس القاعَه َ معروف است در شمال غربی عیصون جابر واقع میباشد. ( از قاموس کتاب مقدس ).
یکی از منازل اسرائیلیان است و دور نیست که همان راسه رومانی باشد که به مسافت دو میل دور از ایله در نزدیکی تلی که به راس القاعه معروف است در شمال غربی غیصون جابر واقع میباشد.
{AC} [شنوایی شناسی] ← رسانش هوایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گؤیدن ایلهام آلالی سیرری سماواتا دئیه رسه ن
💡 دل راز مرا رسه شکستن تا کی بر خود در هر مراد بستن تا کی