راویان

لغت نامه دهخدا

راویان. ( اِخ ) دهی از دهستان قطور بخش حومه شهرستان خوی، واقع در 46هزارگزی جنوب باختری خوی و 8500 گزی جنوب راه ارابه رو قطور بخوی. این ده در دره واقع شده و هوای آن سردسیر و سالم و سکنه آن 166 تن است. آب راویان از چشمه تأمین میشود و محصول عمده آن غلات است. پیشه مردم کشاورزی و دامپروری است. این ده در 5هزارگزی مرز ترکیه قرار گرفته و محل سکونت ایل شکاک است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان قطور بخش حوم. شهرستان خوی.

جمله سازی با راویان

💡 شاعران را از شمار راویان مشمر که هست جای عیسی آسمان و جای طوطی شاخسار

💡 آن یکی را ‌در جبین جاودان جستی سنان وین دگر را از روان راویان ‌کردی قراب

💡 خسروا انصاف ده از راویان آخر بپرس جرم من کی بیش تر از سید حمیر بود؟

💡 من رهی از آفرین و مدح توگویم سخن تا بماند راویان و مطربان را یادگار

💡 گفتم ز قول احمد مرسل بخوان حدیث کز راویان رسیده به اهلش یداً به ید

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز