لغت نامه دهخدا
( راهیة ) راهیة. [ ی َ ] ( ع ص، اِ ) نعت فاعلی از ریشه رهو. زنبور عسل را گویند بسبب سکون و کندی که در پرواز دارد.( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). زنبور عسل. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || می. ( آنندراج ).
( راهیة ) راهیة. [ ی َ ] ( ع ص، اِ ) نعت فاعلی از ریشه رهو. زنبور عسل را گویند بسبب سکون و کندی که در پرواز دارد.( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). زنبور عسل. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || می. ( آنندراج ).
نعت فاعلی از ریش. رهو. زنبور عسل را گویند بسبب سکون و کندی که در پرواز دارد. یا می.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیلی دربارهٔ سید ناراحتم، البته که او نقش مهمی در گروه داشت و گروه هرگز نمیخواست بدون او کاری رو شروع کنه، زیرا او بود که تمام ایدهها رو مینوشت. بدون او، هیچکدام از این اتفاقها نمیتونست بیفته اما در اونور قضیه نمیشد همه چیز همراه با او نابود شود. «بدرخش ای الماس مجنون» واقعاً دربارهٔ سید نیست، بلکه او نمادی است برای نهایت فقدانها در زندگی مدرن که بعضی از مردم مجبورن خودشون رو ازش رها کنن چون این تنها راهیه که میتونن از عهدهاش بر بیان، اینکه کاملاً به کنار برن. من این را به شکل وحشتناکی غمانگیز یافتم.