راهط به عنوان یک مفهوم مهم در زندگی اجتماعی و تعاملات انسانی، به معنای مسیری است که افراد در آن به جستجوی معنا و هدف میپردازند. این واژه نه تنها به یک مسیر فیزیکی اشاره دارد، بلکه به جستجوی درونی و شناخت خود نیز مرتبط است. در دنیای امروز که با چالشهای متعددی مواجه هستیم، اهمیت راهط به ویژه در زمینههای روحی و اجتماعی بیشتر نمایان میشود. انسانها همواره در پی یافتن راهی هستند که آنها را به سوی آرامش، موفقیت و رضایت در زندگی هدایت کند. در این راستا، ایجاد ارتباطات مثبت با دیگران و همچنین شناخت عمیقتر از خود میتواند به عنوان دو عامل کلیدی در پیمودن این مسیر مطرح شود. در واقع، هر فرد با انتخاب مسیرهای مختلف در زندگی، به نوعی در حال ساختن هویت و شخصیت خود است. بنابراین، توجه به راهط میتواند به عنوان یک ابزار مهم در فرآیند رشد و توسعه فردی و اجتماعی تلقی شود. این مفهوم به ما یادآوری میکند که هر انتخاب و تصمیمی که در زندگی میگیریم، تأثیر مستقیمی بر سرنوشت ما دارد و شناخت دقیقتر از خود و اهدافمان میتواند به ما در دستیابی به زندگی موفقتر و شادتر کمک کند. به همین دلیل، توجه به راهط و بررسی مسیرهایی که انتخاب میکنیم، میتواند به عنوان یک ضرورت در زندگی مدرن تلقی شود.
راهط
لغت نامه دهخدا
راهط. [ هَِ ] ( اِخ ) جایگاهی است در غوطه دمشق در سمت خاوری آن بعد از «موج عذراء» در کنار حمص هنگامی که از قصیر بسوی «ثنیة العقاب » بیایی، جایگاه مذکور در طرف راست واقع شود و برخی آنرا نقعاء راهط نامیده اند:
ابوکم تلاقی یوم نقعاء راهط
بنی عبدشمس وهی تنفی و تقتل.( از معجم البلدان ).آن را مرج راهط نیز گویند و قضیه مشهوری بین قیس و تغلب درآن روی داده است: آنگاه که یزیدبن معاویه بسال 65 هَ. ق. درگذشت و پسرش معاویةبن یزید مدت یک صد روزبه خلافت نشست و سپس کناره گیری کرد مردم با عبداﷲبن زبیر بیعت کردند، ولی مروان بن حکم بتحریک عبیداﷲبن زیاد از بیعت سر پیچید و داعیه خلافت کرد و اهل شام بدو بیعت کردند ولی ضحاک بن قیص فهری با او از در مخالفت درآمد و در نتیجه مردم شام دو گروه شدند گروهی به اطراف ضحاک در مرج راهط گرد آمدند و گروه دیگر بطرفداری مروان برخاستند تا واقعه مشهور مرج راهط اتفاق افتاد و ضحاک در آن کشته شد و کار بر مروان قرار گرفت. ( از معجم البلدان ). مرج راهط، در جانب شرقی دمشق است. ( از متن اللغة ). موضعی است شرقی دمشق و آن راه روزی است. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
جملاتی از کلمه راهط
شدند جمله گریزان ز بیم سالاران ز مرج راهط گفتی همی گریخت ز فر