راه شناختن

لغت نامه دهخدا

راه شناختن. [ ش ِت َ ] ( مص مرکب ) شناختن راه. آشنایی داشتن براه. آشنا بودن به راه. راه بلد بودن. || شناختن دین. تشخیص حق و حقیقت. پی بردن به مذهب:
در ایران بیزدان شناسند راه.اسدی.- راه ناشناختن؛ گمراه شدن: عمه؛ راه و حجت ناشناختن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

شناختن راه. آشنایی داشتن براه. یا شناختن دین.

جمله سازی با راه شناختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْهُدی‌ و دادیم موسی نامه راه شناختن را، وَ أَوْرَثْنا بَنِی إِسْرائِیلَ الْکِتابَ (۵۳) و میراث دادیم فرزندان یعقوب را توریت.

💡 وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ موسی را نامه دادیم، فَلا تَکُنْ فِی مِرْیَةٍ مِنْ لِقائِهِ نگر که در گمان نباشی از دیدار او، وَ جَعَلْناهُ هُدیً لِبَنِی إِسْرائِیلَ (۲۳) و او را نشانی کردیم راه شناختن را از بهر بنی اسرائیل.

چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز