رامش پذیر

لغت نامه دهخدا

رامش پذیر. [ م ِ پ َ ] ( نف مرکب ) مخفف رامش پذیرنده. شاد. مسرور. خوشحال. پذیره رامش. قبول کننده و برتابنده طرب و عشرت. ملایم. بارامش:
انوشه بزی شاد و رامش پذیر
که بخت بداندیش تو گشت پیر.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پذیرنده رامش قبول کننده آرامش.

جمله سازی با رامش پذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرود آی و بنشین و رامش پذیر بدین فرخی باده و جام گیر

💡 بدین نامه، شاها تو رامش پذیر که بر ما دگر گشت گردون پیر

💡 تو اکنون سرافراز و رامش پذیر کزین مژده بر نا شود مرد پیر

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز