راست گمان

لغت نامه دهخدا

راست گمان. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) کسی که ظن ِّ به راستی و درستی کند. کسی که گمانش از روی راستی و حسن نیت باشد. مقابل کژاندیش و بدگمان. مُحدث؛راست گمان. ( منتهی الارب ). || آنکه وقوع کاری را پیشگویی کند. قد کان فی الامم محدثون فَان یَکن فی اُمَتی فعمربن الخطاب. ( حدیث، از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

کسی که ظن به راستی و درستی کند. کسی که گمانش از روی راستی و حسن نیت باشد.

جمله سازی با راست گمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بالای ترا دل بگمان سرو سهی خواند احسنت زهی دل که چنین راست گمان برد

💡 رقیب راست گمان می برد که پندارد که در کنارِ منی روز و شب ولی به خیال

💡 بود گمان که عاقبت سربنهم بپای تو شکر که گشت پیش تو راست گمان عاشقان