راست گردیدن

لغت نامه دهخدا

راست گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) مستقیم گشتن. استقامت یافتن. به استقامت رسیدن. از کجی و انحناء بیرون آمدن. اطراد؛ راست و مستقیم گردیدن. سد؛ راست و استوار گردیدن. ( منتهی الارب ). || مطابق شدن. یکی شدن. هم آهنگی یافتن.
اعتدال؛ راست گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به راست گشتن شود.

جمله سازی با راست گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از زمین برخاستن چشم از زمین داران مدار راست گردیدن توقع زین گرانباران مدار

💡 تو چشم شیخ را دیدن میاموز فلک را راست گردیدن میاموز

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز