لغت نامه دهخدا
راز پوشیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) نهان داشتن راز. مخفی کردن راز. پوشیدن سرّ:
زن که در عقل با کمال بود
راز پوشیدنش محال بود.امیرخسرو.چون بپوشیم راز کآوردیم
طبل در کوچه و علم بر بام.اوحدی.
راز پوشیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) نهان داشتن راز. مخفی کردن راز. پوشیدن سرّ:
زن که در عقل با کمال بود
راز پوشیدنش محال بود.امیرخسرو.چون بپوشیم راز کآوردیم
طبل در کوچه و علم بر بام.اوحدی.
نهان داشتن راز. مخفی کردن راز. پوشیدن سر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محتشم را گر نمیدانستی از نامحرمان پش غیر از وی جمال راز پوشیدن چه بود