لغت نامه دهخدا
خانه زادی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) حالت خانه زاد.
خانه زادی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) حالت خانه زاد.
حالت خانه زاد
💡 خراب محفل عشقم که چون شرار درو به خانه زادی آتش، سپند مشهور است
💡 به محفلی که بود در حریم او مشهور به خانه زادی آتش، سپند همچو شرار
💡 بنده ای بودم به کویش خانه زاد فکر حال خانه زادی هم نکرد
💡 به خانه زادی کلک من افتخار کند سخن که طعنه به خورشید می زند چندین
💡 ازان آن چهره زیباست از عین الکمال ایمن که برآتش سپند خانه زادی دارداز خالش