خیاره دار

لغت نامه دهخدا

خیاره دار. [ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) چیزی که پهلوهای بسیار داشته باشد. ( آنندراج ).کنگره دار. دندانه دار. ( یادداشت مؤلف ):
اگر بفکر کمندت فتد خیال چمن
خیاره دار بروید کدو بفصل بهار. اشرف ( از آنندراج ).خیاره دار نماید ز بس که موج شکست
فشرده همچو خیاری دلم ز هر سویش.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

دندانه دار.

فرهنگ فارسی

چیزیکه پهلوهای بسیار داشته باشد کنگره دار.

جمله سازی با خیاره دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهال بولسری در دور لاله خیاره دار می گیرد پیاله

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز