لغت نامه دهخدا
خوش معامله. [ خوَش ْ / خُش ْ م ُ م َ / م ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) خوش حساب. کسی که داد و ستد وی راست و صادقانه باشد. ( از ناظم الاطباء ). براه. راست حساب. || در اصطلاح لوطیان آنکه آلت تناسلی قوی دارد. ( یادداشت مؤلف ).
خوش معامله. [ خوَش ْ / خُش ْ م ُ م َ / م ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) خوش حساب. کسی که داد و ستد وی راست و صادقانه باشد. ( از ناظم الاطباء ). براه. راست حساب. || در اصطلاح لوطیان آنکه آلت تناسلی قوی دارد. ( یادداشت مؤلف ).
ویژگی کسی که خریدوفروش و دادوستدش با مردم خوب و از روی راستی ودرستی باشد.
خوش حساب کسی که داد و ستدی راست و صادقانه باشد براه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهشت نقد شود رزق خوش معامله ای که می فروشد و گیرد زمن کتاب عوض