خانه دشمن

لغت نامه دهخدا

خانه دشمن. [ ن َ / ن ِ دُ م َ ] ( ص مرکب ) خانه بیزار. دشمن خانه. ( آنندراج ):
در دیده و دلم نبود اشک را قرار
طفلی که شوخ طبع بود خانه دشمن است.حکیم ( از آنندراج ).بسکه سودا بر سر کوی تو پیچد در سرم
در هوایت خانه دشمن همچو دود مجمرم.کلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خانه بیزار دشمن خانه

جمله سازی با خانه دشمن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دشمن خانگی آدم خاکی است زمین خانه دشمن خود را ز چه آباد کنیم

💡 بزی خرم و خانه دشمن تو محل حوادث مکان مصایب

💡 ز خانه دشمن من چون حباب می خیزد نهان به پرده راز خودست پرده درم

💡 بسکه سودای سر کوی تو پیچد در سرم در هوایت خانه دشمن بود چون مجمرم

💡 بعضی درون خانه خود کرده حبس خصم بعضی بحبس خانه دشمن درآمده