دست چوب

لغت نامه دهخدا

دست چوب. [ دَ ت ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه است از دست راست و آن در خطاب بر نابینایان بی قاید که بیراه شوند گفته شود یعنی به طرف دستی که عصا در آن است و عصا معمولاً به دست راست باشد. ( از لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).
دست چوب. [ دَ ] ( اِ مرکب ) چوبدست. چوبدستی. ( آنندراج ). چوبی که هنگام راه رفتن به دست گیرند. ( ناظم الاطباء ). عصا.

فرهنگ عمید

چوب دستی، عصا.

فرهنگ فارسی

( اسم ) چوبدستی عصا.
چوبدست یا کنایه است از دست راست

جمله سازی با دست چوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرفته به دو دست چوب فرسب پیاده همی کوفت بر مرد و اسب

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز