دانش پرست

لغت نامه دهخدا

دانش پرست. [ ن ِ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) پرستنده دانش. که دل در دانش بندد. که علم معبود سازد:
بپرسید کانجا که دارد نشست
چنین گفت ملاح دانش پرست.اسدی.یکی گفت کای شاه دانش پرست
پرستشگری در فلان غار هست.نظامی.گروهی حکیمان دانش پرست
ز اسباب دنیا شده تنگدست.نظامی.دلیر و سخنگوی و دانش پرست
بتیر و بشمشیر گستاخ دست.نظامی.

فرهنگ عمید

کسی که علم و دانش را دوست داشته باشد و دل به آن بندد، پرستندۀ دانش.

فرهنگ فارسی

پرستند. دانش

جمله سازی با دانش پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی گفت کای شاه دانش پرست پرستش‌گری در فلان غار هست

💡 همان هوشیاران دانش پرست گسی کن به خوبی سوی ما فرست

💡 نگوید ورا جای دانش پرست که برجای جانست گوید چو هست

💡 گروهی حکیمان دانش پرست ز اسباب دنیا شده تنگدست

💡 بدان تخت شد مرد دانش پرست نگاریده گردون از آن سان که هست

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز