دانش فروش

لغت نامه دهخدا

دانش فروش. [ ن ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) فروشنده دانش. عالم. فیض بخش. دانشمند:
بیامد یکی مردمزدک بنام
سخنگوی و با دانش و رای و کام
گرانمایه مردی و دانش فروش
قباد دلاور بدو داد گوش.فردوسی.همی گفت و خاقان بدو داده گوش
بدو گفت کای مرد دانش فروش.فردوسی.|| فضل فروش. که تظاهر بدانش و علم کند. که دانش خود برخ دیگران کشد.

فرهنگ عمید

۱. فروشندۀ دانش، عالم، دانشمند.
۲. کسی که علم و دانش خود را به رخ دیگران بکشد، فضل فروش.

فرهنگ فارسی

فروشنده دانش

جمله سازی با دانش فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرانمایه مردی و دانش فروش قباد دلاور بدو داد گوش

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز