دامه

مترادف‌ها

چهارپایان، دام، احشام

لغت نامه دهخدا

دامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ ) دامک. رجوع به دامک شود.
دامه. [ دام ْم َ / دام ْم ِ ] ( اِخ ) جزیره کوچکی در اقیانوس هند واقع در 204هزارگزی شمال شرقی جزیره تیمور و در 7 درجه عرض جنوبی. ( قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

جزیره کوچکی در اقیانوس هند

دانشنامه عمومی

دامه (رود). رودخانه دامه ( به انگلیسی: Dahme ( river ) ) رودخانه ای است که در آلمان جریان دارد. این رودخانه که شاخه ای از رودخانه اسپری را تشکیل میدهد طول آن ۹۵ کیلومتر و از میان ایالت های براندنبورگ و برلین عبور میکند.
دامه (شلسویگ هولشتاین). دامه ( به آلمانی: Dahme ) یک شهر و شهر و در آلمان است که در استهلشتاین واقع شده است. دامه ۱٬۱۸۸ نفر جمعیت دارد.
دامه (منطقه وشتا). شهر دامه در ایالت نیدرزاکسن در کشور آلمان واقع شده است.

جمله سازی با دامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دیشو باختمه، خودیمه ته چشمون‌ره خوی دله من، خش دامه ته لبون‌ره

💡 در همین سال، بکوفه نیز بادی زرد رنگ وزید که تا مغرب دامه یافت، آن گاه سیاه رنگ شد و مردمان به تضرع و زاری برخاستند.

💡 ماهی و دانه می نهی در راه تا که افتد بپای دامه تو

💡 گردشگران برای تماشای منظره‌ای زیبا، در دامه کوه مستقر شدند تا از تماشای غروب خورشید بر فراز قله‌های پوشیده از برف لذت ببرند.

💡 مهندس عمران در گزارش خود توضیح داد که ساخت بنا در دامه این تپه بسیار دشوار است زیرا شیب زمین بسیار زیاد و ناپایدار است.

💡 گیاهان متنوعی در دامه این جنگل رشد می‌کنند که زیستگاه مناسبی برای بسیاری از حیوانات وحشی و پرندگان در این منطقه محسوب می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران