دام و دد

لغت نامه دهخدا

دام و دد. [ م ُ دَ ] ( ترکیب عطفی ) ( ازدام + دد ). به معنی حیوان اهلی و وحشی:
اگر بد کنی چون دد و دام، تو
جدانیستی هم تو از دام و دد.ناصرخسرو.چو بر نسبتی راند انگشت خود
بخسبد بر آواز او دام و دد.نظامی.که داند که این دخمه دام و دد
چه تاریخها دارد از نیک و بد.نظامی.شیر مگر تلخ بدان گشت خود
کز پس مرگش نخورد دام و دد.نظامی.نیز رجوع به دام در معنی حیوان اهلی و شواهد ذیل لغت مذکور شود.

جمله سازی با دام و دد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلاست دایره خلق چون وسیع افتاد که دام و دد همه باشند دربیابان جمع

💡 چشم صد گونه دام و دد بر ما حال ازینجا شده‌ست بد بر ما

💡 نماندست در دشت ما جانور نه دام و دد و مرغ و نه گاو و خر

💡 شیر بگذار و گور نخچیر‌ست دام و دد خود نشانهٔ تیر‌ست

💡 چنان کوبش گرز و کوبال بود که دام و دد از بانگ بی هال بود

💡 من جز سر دام و دد ندارم نه پای تو پای خود ندارم

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز