فرهنگستان زبان و ادب
{poverty trap} [جامعه شناسی] وضعیتی که در آن مجموعه ای از عوامل رهایی فرد یا خانواده را از فقر ناممکن می سازند
{poverty trap} [جامعه شناسی] وضعیتی که در آن مجموعه ای از عوامل رهایی فرد یا خانواده را از فقر ناممکن می سازند
وضعیتی که در آن مجموعهای از عوامل رهایی فرد یا خانواده را از فقر ناممکن میسازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایرینا پیشخدمتی نیمهوقت در یکی از شهرهای کوچک بلغارستان است. درست در همان روزی که او از کارش اخراج میشود، شوهرش نیز تصادف سنگینی میکند. خانواده ایرینا در دام فقر گرفتار شدهاند. او برای پایان دادن به این وضعیت، تصمیم میگیرد رحِم خود را اجاره دهد. تقلاها، ناامیدی و جوانهای از زندگی که درون شکم او درحال رشد یافتن است، موج جدیدی از مفاهیم و احساسات را به زندگی خشن و رو به تباهی ایرینا وارد میکنند. آرام آرام معنای حقیقی عشق ورزیدن و بخشیدن بر ایرینا آشکار میشود.